به نام خداوند

 "عالم الست" یا "روز ازل" که عالم قرب وشهود وعالم عهد ومیثاق است وازجمله عوالم هستی ویکی از عوالم وجودی ما انسانهاست ،درقرآن کریم وروایات وادعیه ماثوره به آن، به دقایق واسرار آن وبه احکام ولوازم آن اشاره شده وابعاد مختلف اسرار آمیز آن بیان گردیده است ...

در"عالم الست" یا "روز ازل" که موطن قرب وحضور است انسان با شهود وجه کریم ربوبی وجمال وجلال بی نهایت اوبه نحوی که دروهم نگنجد ودرتصور نیاید مجذوب وجه او وجمال او شد وعشق برانسان حاکم گشت .به اقتضای عشق وانجذاب سخت، وبه حکم غلیان محبت وهمیان آن، به زبان آمد وعشق خود اظهار کرد وگفت : معبود من، تویی محبوب من، ومذکور من، ومطلوب من ومطاع من.درحالی که سخت مجذوب بود گفت: معبود من، باتوعهد می کنم غیر تو رانخواهم غیرتو رایاد نکنم غیر توراطلب نکنم ، غیر تورااطاعت نبرم ودراین راه سختی را به جان خرم وبه عهد خود وفا می کنم وگفت :چگونه می شود ازتو روی بگردانم ،دل به غیر تو بدهم غیر تو را طلب کنم وازغیر تو اطاعت کنم؟!

به حکم عشق وجوشش آن متذکر این شد که نکند استغنای جناب معبود پیش آید واو راکناربزند وبه آنچه دروهم نگنجد گرفتار آید؟! لذا گفت پروردگار من با تضرع وفقرازتو می خواهم به بندگی خود قبولم بفرمایی ازجوارخود دورم نگردانی ، محرومم نکنی ، به آتش فراق خود گرفتارم نسازی، وبه آتش سخط خود عقوبتم نفرمایی ومرادرجهنم طرد خود قرار ندهی .آنچه دردل مضطرب وپریشان ، ودردل خائف ونگران داشت به زبان آورد وبه تضرع پرداخت که تفصیل گفتنی های آن مجال مناسب خود را می طلبد ...

دراین میان ، براساس آنچه درآن روز گذشت ، مشیت حق برآن شد که انسان رادرعین اینکه درآنجا هست ، درعالم دنیا که عالم حجاب است هم وجود بخشیده وظاهرکند وتوسط انبیاء ورسل آنچه  را درآن روز گذشته است به انسان یادآوری نموده واورابیازماید که آیا درآنچه درآن روز ودر آن مقام گفته است وعهدکرده است صادق است یا نه ، وبه پیمان خود وفا می کند یانه؟

وفا کنیم وملامت کشیم وخوش باشیم            که درطریقت ما کافری است رنجیدن (:حافظ)

دراین مقام به آیه 20 سوره مبارکه  رعد که درتعریف "اولواالالباب " است دقت کنیم که می فرماید:

" الذین یوفون بعهدالله ولاینقضون المیثاق "

یعنی" صاحبدلان عاقل وعاقلان صاحبدل آنانی هستندکه به

عهد خدای متعال وفا می کنندوپیمانی راکه بااو بسته اند نمی شکنند

روزنخست چون دم رندی زدیم وعشق             شرط آن بود که جز ره این شیوه نسپریم(:حافظ)

(گزیده ای از کتاب اسماء حسنی–آیت الله محمدشجاعی رضوان الله تعالی علیه)