مختصري از زندگاني امام شناخت مهدي (عج)
دوازدهمين پيشواي معصوم، حضرت حجْت بن الحسن المهدي، امام زمان - عجل اََ تعالي فرجه - در نيمه شعبان سال 255 هجري در شهر «سامّرأ» ديده به جهان گشود. (1) او همنام پيامبر اسلام (م ح م د) و همكنيه آن حضرت (ابوالقاسم) است. (2) ولي پيشوايان معصوم از ذكر نام اصلي او نهي فرمودهاند. (3)
از جمله القاب آن حضرت، حجت، قائم، خلف صالح، صاحب الزمان (4)، بقيْ اََ است (5) و مشهورترين آنها «مهدي» ميباشد. (6)
پدرش، پيشواي يازدهم حضرت امام حسن عسگري - عليه السلام - و مادرش، بانوي گرامي «نرجس است (7) كه بنام «ريحانه»، «سوسن» و «صقيل» نيز از او ياد شده است. (8) ميزان فضيلت و معنويست نرجس خاتون تا آن حد، والا بود كه «حكيمه» خواهر امام هادي - عليه السلام - كه خود از بانون عاليقدر خاندان امامت بود، او را سرآمد و سرور خاندان خويش، و خود را خدمتگزار او ميناميد. (9)
حضرت مهدي دو دوره غيبت داشت: يكي كوتاه مدّت (غيبت صغري) و ديگري دراز مدّت (غيبت كبري). اولي، از هنگام تولد تا پايان دوران نيابت خاصّه ادامه داشته و دومي، با پايان دوره نخست آغاز شد و تا هنگام ظهور و قيام آن حضرت طول خواهد كشيد. (10)
تولد حضرت مهدي 7 از ديدگاه علماي اهل سنت
چنانكه در صفحات آينده توضيح خواهيم داد، اعتقاد به موضوع مهدويت اختصاص به شيعه ندارد، بلكه بر اساس روايات فراواني كه از پيامبر اكرم 9 رسيده، علماي اهل سنت نيز اين موضوع را قبول دارند. منتها آنان نوعاً تولد حضرت مهدي را انكار ميكنند و ميگويند: شخصيتي كه پيامبر اسلام از قيام او (پس از غيبت) خبر داده، هنوز متولد نشده است و در آينده تولد خواهد يافت! (11)
با اين حال تعداد قابل توجهي از مورخان و محدّثان اهل سنت، تولد آن حضرت را در كتب خود ذكر كرده و آن را يك واقعيت دانستهاند. بعضي از پژوهشگران بيش از صد نفر از آنان را معرفي كردهاند. (12)
ديدار حضرت مهدي 7
چنانكه در سيره امام حسن عسكري - عليه السلام - بتفصيل نگاشتيم، از آنجا كه حكومت ستمگر عباسي، به منظور دستابي به فرزند آن حضرت و كشتن او، خانه امام را سخت تحت كنترل و مراقبت قرار داده بود، تولد حضرت مهدي - عليه السلام - بر اساس طرح دقيق و منظمي كه پيشاپيش، از سوي امام در اين مورد ريخته شده بود، كاملاً به صورت مخفي و دور از چشم مردم (و حتي شيعيان) صورت گرفت.
مستندترين گزارش در اين زمينه، از طرف «حكيمه» عمه حضرت عسكري - عليه السلام - رسيده كه از نزديك شاهد تولد حضرت مهدي - عليه السلام - بوده است. اما بايد توجه داشت كه اين پنهانكاري به آن معنا نيست كه بعدها يعني در مدت 5 - 6 سال آغاز عمر او، كه امام يازدهم در حال حيات بود، كسي آن بزرگوار را نديده بود، بلكه - چنانكه يك نمونه از آن را در زندگاني حضرت عسكري نوشتيم - افراد خاصي از شيعيان در فرصتهاي مناسب و گوناگون به ديدار آن حضرت نائل ميشدند تا به تولد و وجود وي يقين حاصل كنند و در موقع لزوم به شيعيان ديگر اطلاع دهند.
دانشمندان ما جريان اين ديدارها را به صورت گسترده گزارش كردهاند (13)، ولي شايد مهمترين آنها ديدار چهل تن از اصحاب امام عسكري - عليه السلام - با آن حضرت باشد كه تفصيل آن بدين قرار بوده است:
«حسن بن ايوب بن نوح» (14) ميگويد:
ما براي پرسش درباره امام بعدي، به محضر امام عسكري - عليه السلام - رفتيم. در مجلس آن حضرت چهل نفر حضور داشتند. عثمان بن سعيد عَمْري (يكي از وكلاي بعدي امام زمان) بپا خاست و عرض كرد: ميخواهم از موضوعي سؤال كنم كه درباره آن از من داناتري.
امام فرمود: بنشين. عثمان با ناراحتي خواست از مجلس خارج شود. حضرت فرمود: هيچ كس از مجلس بيرون نرود. كسي بيرون نرفت و مدتي گذشت. در اين هنگام، امام، عثمان را صدا كرد. او بپا خاست. حضرت فرمود: ميخواهيد به شما بگويم كه براي چه به اينجا آمدهايد؟ همه گفتند: بفرماييد. فرمود: براي اين به اينجا آمدهايد كه از حجت و امام پس از من بپرسيد. گفتند: بلي. در اين هنگام پسري نوراني همچون پاره ماه كه شبيهترين مردم به امام عسكري - عليه السلام - بود، وارد مجلس شد. حضرت با اشاره به او فرمود:
«اين، امام شما بعد از من و جانشين من در ميان شما است. فرمان او را اطاعت كنيد و پس از من اختلاف نكنيد كه در اين صورت هلاك ميشويد و دينتان تباه ميگردد...» (15).