شعری در وصف فراق آقا
بسم الله الرحمن الرحیم
واژه واژه
سطر سطر
صفحه صفحه
فصل فصل
گیسوان من سفید میشوند
همچنان که سطر سطر
صفحههای دفترم سیاه میشوند
خواستی که با تمام حوصله
تارهای روشن و سفید را
رشتهرشته بشمری
گفتمت که دستهای مهربانیات
در ابتدای راه
خسته میشوند
گفتمت که راه دیگری
انتخاب کن:
دفتر مرا ورق بزن!
نقطه نقطه
حرف حرف
واژه واژه
سطر سطر
شعرهای دفتر مرا
مو به مو حساب کن!
منبع: سطرهای سفید، قیصر امینپور، اردیبهشت68
قال رسول اللَّه (صلّى اللَّه عليه و آله): سافروا تصحّوا. (مستدرك 2، صفحه 22)
رسول اكرم (صلواتاللهعلیهوآله) فرموده است: مسافرت كنيد تا صحيح و سالم بمانيد.
* * *
قال النّبىّ (صلّى اللَّه عليه و آله): سافروا فانّكم ان لم تغنموا مالا افدتم عقلا. (مكارم الاخلاق، صفحه 124)
رسول اكرم (ص) فرموده است: مسافرت كنيد چه اگر در سفر نفع مالى عايدتان نشود از فوائد عقلى بهرهمند خواهيد شد.
التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج
سلام ما به گل زهرا(س)
یکی از رفقایمان (عبد عاصی ) میگوید:
سیّدی...!
گه گاهی چنان «من» به من غالب میشود که خیال میکنم با یک تسبیح صلوات و یک دعای فرج و گه گاهی به یادتان افتادن، چقدر خوب منتظری میشوم!
آری! اعتراف میکنم که گه گاهی فقط به یاد شما میافتم....!!
آخر آنقدر سرم شلوغ است و درگیر زندگیام که اصلاً فرصت به یاد شما بودن و با شما بودن را ندارم...!!
شما هم که به خیال خام خودم، در پس پردۀ غیبتاید و دور از ما به عبادت و کار خود مشغولید...!!
دیگر چه نقطۀ اتصالی است که دائم باید به یاد شما، منتظر باشم...!؟
مهدیا...!
بعضی وقتها با وجود همۀ نداشتهها و نبودنهایم، خودخواهی چنان به سویم حملهور میشود که گاهی خودمم «منم» را باورم میشود!
این «منم» که ای کاش هرگز نبود....
شرمگینم که باید چنین اعترافهای سختی را برایتان بازگو کنم....
آری مولای من...!
عاشقی و انتظار فقط لقلقۀ زبان است و بس...؛
آخر کدام عاشقی اینگونه زندگی میکند که ما میکنیم؟؟
آیا با این به یاد شما بودنهای گاه و بیگاه، میتوان گفت عاشقیم؟؟
میتوان گفت منتظریم؟؟
میتوان گفت دوستدار شما و ظهور شماییم؟؟
تازه از خدا پنهان نیست از شما چه پنهان...!! با خود توهمی هم میکنم و به «منم» میگویم: با این همه انتظار، چرا آقا و اینهمه سرسنگینی...!!؟
کمی جرات هم که داشته باشم خودم را از آن 313 نفر میدانم و تمام...!
اما ای دل غافل...
این رسم عاشقی و انتظار نیست...
این رسم دلدادگی و محبت نیست...
دقیقتر که فکر میکنم میبینم، عشق و عاشقیهایی که اطرافمان هست و ما آنها را یا از روی هوس میبینیم، یا از روی نیاز، یا هر چیزی که اسمش را بگذاریم، فراتر از اینهاست که ما در حق شما انجام میدهیم...! چه رسد عشق حقیقی و انتظار راستین...!!
عاشقیهای دنیایی پرحرارت و تبدار است!!
لحظه شماری عاشق و معشوق برای وصال... انتظار زنگ تلفن یا اساماسی که خبر از احوال یار داشته باشد...! اگر یکی-دو روز از معشوق خبری نشود، عاشق چهها که نمیکند!؟ پریشانحالی به کجاها که نمیرسد!؟
دست از پا نمیشناسد که به وصل معشوق برسد...
سبزه و گل و آب و هرچه که میبینید، یاد معشوق میکند...
همۀ دنیا و هوا و حتی نفسکشیدن، او را به یاد معشوق میاندازند...
عاشق حاضر است هر چه معشوق میخواهد انجام دهد و هر چه معشوق بخواهد به دیدۀ منت میپذیرد. حتی اگر کندن کوه باشد یا بزرگتر از آن...
آآآخ......
خاک بر سر دل ویرانم که حتی نتوانست عاشق هوسی و زودگذر هم برای شما بشود........
آقاجان....
خوب شد ادعاهایم شسته شد!
خوب شد فهمیدم که عاشقی فراتر از اینهاست...!
فهمیدم، هستند کسانی که واقعا مرید شمایند و در خدمت شما...!
هستند کسانی که در رکاب شما باشند و خوش به سعادتشان...!
آآآآه...!
خوشا به حال آنان که با شما سرو سری دارند...!
خوشا به حال آنها که شما قابلشان بدانید و دستی بر پشتشان بکشید...!
خوشا بحال آنها که شما امری با ایشان داشته باشید...!
آقاجان...
درست است که ما از آن مردمان خوشسعادت و همرکاب شما نمیشویم، ولی خدا را گواه میگیرم که ما هم علاقمند شماییم. ما هم دوست داریم در رکاب شما باشیم. ما هم میخواهیم منتظر باشیم....
فقط نمیدانم شیطان چگونه فریبمان میدهد که خودمان هم نمیفهمیم...!!!
مولاجان...
دعایمان کنید تا شاید ما هم آنگونه شویم که شما دوست دارید...!
دعایمان کنید تا شاید ما هم به وظایف دینی و منتظری خود عمل کنیم...
دعایمان کنید تا شاید ما هم آنگونه رفتار کنیم که شما میپسندید و خواستار آنید...
دعایمان کنید تا غرور و خودخواهی و تکبر و «منهایمان» را از خودمان دور کنیم...
گل نرگسم...
نظری فرما تا شاید ما هم مهدوی شدیم...!
یابنالحسن...
یابقیةالله عجل علی ظهورک...
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن، صلواتک علیه و علی آبائه، فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عیناً حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا
برحمتک یا ارحم الراحمین
التماس دعا
اللهم عجل لوليک الفرج
عاقبت ما آدمهادر دار دنیا

معلوم نيست بايد از دنيا تعجب کنيم از خودمان يا از شرايطمان که تا وقتي زندهايم و نفس مي کشيم سال به سال در خانه همديگر را باز نمي کنيم اما به محض اينکه خبر رسيد فلاني دار فاني را وداع گفت، کار و زندگي را تعطيل ميکنيم و با لباس هاي سياه به تن راه مي افتيم به سمت بهشت زهرا...
برخلاف آخر هفته ها که اتوبان منتهي به بهشت زهرا حسايي شلوغ مي شود امروز در يک وسط هفته پاييزي روز آرامي را سپري مي کند البته احتمالا براي آدم هاي شهري که تنها پنجشنبه و جمعه ها مسيرشان را به اين سمت کج مي کنند، چنين شرايطي حاکم است. وگرنه براي نوجوانان گل فروش حاشيه اتوبان و براي مرده هايي که امروز پيمانه عمرشان سر آمده و راهي قبرستان شده اند پنجشنبه و جمعه اي وجود ندارد...
اينجا مرده باشي عزيزي!
سکوت مرگباري بهشت زهرا فرا گرفته است؛ جز چند نفري که بصورت پراکنده اين طرف و آنطرف پاي قبري نشسته اند انسان دوپاي ديگري ديده نمي شود اما همين چند نفر هم گاه گره گشاي جماعتي اند که سرگردان نشاني پشت سر هم راه افتاده اند. اکثر آنهايي که براي تشيع جنازه مرده اي به بهشت زهرا مي آيند يک راست مي روند پشت مقبره هاي خانوادگي جايي که ميت آنجا شسته و تکفين مي شود برايش نماز مي خوانند و با آمبولانس به سمت محل تدفين مي برند.
سکوت وسط هفته بهشت زهرا يک طرف و شلوغي اطراف غسالخانه يک طرف. بيچاره مرده ها نمي دانند آنهايي که امروز براي تشيع جنازهشان جمع شده اند قرار است تا ساعتي ديگر آنها را در ميان همان مردگاني به خاک بسپارند که مدت هاست در اين انتظار بسر مي برند که يکي از اعضاي خانواده شان به سراغشان بيايد و آبي روي قبرشان بريزد و فاتحه اي بخواند و....
"دير اومدي... ديدي از دستم رفت... بدبخت شدم..." همديگر را در آغوش مي گيرند و يکديگر را تسلي مي دهند. هر چه در مورد تنهايي و وداع و دوري باشد اينجا مهم و ارزشمند است اصلا خود مرده عزيز و دردانه است زنده بودن عادي شده است عادي تر از هميشه... محوطه غسالخانه و گريه ها و ضجه هاي مردم بد جوري آدم را اذيت مي کند. اصلا محل خوبي براي قرار گذاشتن و ديد و بازديد نيست اما مثل اينکه اين جماعت هيچ بهانه و جاي ديگري جز اينجا پيدا نکرده اند گروهي از اين مردم که حال به بهانه مرگ فردي دور هم جمع شده اند سالهاست همديگر را نديده اند...
دنبال يک قبر اکازيون است...
پس از اينکه گواهي فوت از پزشك مربوطه، بيمارستان و يا پزشكي قانوني صادر شد متوفي به بهشت زهرا انتقال پيدا مي کند که در اين بين آنهايي که از بضاعت مالي بيشتريبرخوردارند با ماشين هاي مدل بالاي گل زده و تزئين شده مرده شان را تا بهشت زهرا بدرقه مي کنند... مردي در ميان قبور خالي بهشت زهرا به دنبال يک قبر در قطعه اي خوش و آب هوا است تا ناغافل آفتاب روي سنگ قبر نيفتد و مرده اذيت نشود!
مسئول مربوطه مي گويد: يک قبر در قطعه 14 داريم؛ قيمت 10 ميليون. مرد جواب مي دهد: رديف و شماره چند مي شود؟ نزديک خيابان است؟ اطرافش درخت است؟...
اينجا آدم را ياد بنگاههاي معاملات ملکي مي اندازد؛ طرف وارد مي شود و شرايطش را مي گويد و سر قيمت خانه چانه مي زند و بنگاهدار هم تا مي تواند ويژگي هاي مثبت خانه را به رخ خريدار مي کشد. اما يک تفاوت اساسي وجود دارد اينجا ديگر آپارتماني و مستقل بودن شرط نيست داشتن تراس، آسانسور، شوتينگ زباله و آيفن تصويري هم مهم نيست.
اينجا خانه يک قبر دومتري است که بهترين شرايط و امکاناتش در دسترسي به آب و مسير مناسب، دنج و ساکت، زير سايه درختان بودن خلاصه مي شود. البته بماند که اين شرايط را هم همين زنده ها ايجاد کردند تا خودشان راحتتر بتوانند سر قبر مرده شان بيايند وگرنه براي مرده چه فرقي مي کند زير سايه درختان تدفين شود يا زير تيغ آفتاب...
ادامه مطلب
حمایت قاطع مجلس از سردار جعفری در برابر تهدیدات آمریکا و اسرائیل
در واکنش به ادعای نماینده اصلاحطلب
خبرگزاری فارس: شعار الله اکبر نمایندگان مجلس در حمایت از اظهارات فرمانده کل سپاه در خانه ملت طنین انداز شد.ه گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس، نمایندگان مجلس شورای اسلامی در حمایت از اظهارات ضدصهیونیستی و ضد آمریکایی سرلشگر جعفری فرمانده کل سپاه، شعار الله اکبر را در صحن علنی طنین انداز کردند.
بر اساس این گزارش، نمایندگان مجلس به هنگام دفاع حجت الاسلام رسایی از اظهارات اخیر سرلشگر جعفری از جای خود برخاسته و با شعار الله اکبر از اظهارات فرمانده کل سپاه تقدیر و اظهارات رسایی مبنی بر حمایت مجلس از سرلشگر جعفری را تأیید کردند.
رسایی در تذکر خود به اخطار قانون اساسی محمدرضا تابش، نماینده اصلاحطلب مجلس که از مواضع اخیر فرمانده سپاه انتقاد کرده و مدعی شده بود که خلاف منافع ملی است، اشاره و اعتراض خود را به این اخطار اعلام کرد.