(( یا اباصالح ))

محمد کاظم یوسفی(( یا اباصالح )) 

شب ها ز هجر روی تو خوابم نمی برد

یا می برد اگر، به حسابم نمی برد

بگشای درب و رخ بنما شاه ، سائلم

صورت سوال سوی جوابم نمی برد

یابن الحسن! ربوده دلم را ندای تو

دیگر صدای چنگ و ربابم نمی برد

تا بر سر غدیر ولایت نشسته ام

افسون ساحران به سرابم نمی برد

بُرده است اگر زمانه به مرغان، هزار دل

از غیرتت به غیر عقابم نمی برد

ابلیس خواست تا که برد سوی خود مرا

گفتم ((به راه دوست خرابم)) ؛ نمی برد

دارم یقین کز عشق تو حق سوی دوزخم

هرچند مستحقّ عِقابم ؛ نمی برد

...                      

 

 

چگونگی فریب آدم و حوا توسط شیطان

چگونگی فریب آدم و حوا توسط شیطان

   پاسخ اين سؤال در آيات 20ـ21 سوره «اعراف» آمده است. خداوند مى فرمايد: «شيطان به وسوسه كردن آنان مشغول شد، تا لباس هاى اطاعت و بندگى خدا را از تن آنان بيرون كند، و عورت آنها را كه پنهان بود آشكار سازد» (فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطانُ لِيُبْدِيَ لَهُما ما وُورِيَ عَنْهُما مِنْ سَوْآتِهِما).
و براى رسيدن به اين هدف، بهترين راه را اين ديد كه از عشق و علاقه ذاتى انسان به تكامل و ترقى و «زندگى جاويدان»، استفاده كند و هم عذر و بهانه اى براى مخالفت فرمان خدا براى آنان بتراشد، از اين رو نخست به آدم و همسرش گفت: «خداوند شما را از اين درخت نهى نكرده جز اين كه اگر از آن بخوريد يا فرشته خواهيد شد و يا عمر جاويدان پيدا مى كنيد» (وَ قالَ ما نَهاكُما رَبُّكُما عَنْ هذِهِ الشَّجَرَةِ إِلاّ أَنْ تَكُونا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونا مِنَ الْخالِدينَ).
و به اين ترتيب، فرمان خدا را در نظر آنان به گونه ديگرى جلوه داد، و اين طور مجسّم كرد كه: نه تنها خوردن از «شجره ممنوعه» زيانى ندارد، بلكه موجب عمر جاويدان و يا رسيدن به مقام و درجه فرشتگان خواهد شد.
شاهد اين سخن جمله اى است كه: در سوره «طه» آيه 120 از قول ابليس مى خوانيم كه مى گويد: يا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَ مُلْك لايَبْلى: «اى آدم! مى خواهى تو را به زندگى جاويدان و فرمانروائى كهنگى ناپذير راهنمائى كنم»؟!
در روايتى كه در تفسير «قمى» از امام صادق(عليه السلام) و در «عيون اخبار الرضا»(عليه السلام) از امام على بن موسى الرضا(عليه السلام) نقل شده چنين مى خوانيم:« شيطان به آدم گفت: اگر شما از اين درخت ممنوع بخوريد، هر دو فرشته خواهيد شد و براى هميشه در بهشت مى مانيد، و گرنه شما را از بهشت بيرون مى كنند»!
و در آيه بعد مى افزايد: آدم با شنيدن اين سخن در فكر فرو رفت، اما شيطان براى اين كه پنجه هاى وسوسه خود را بيشتر و محكم تر در جان آدم(عليه السلام) و حوا فرو برد:

«سوگندهاى شديدى ياد كرد، كه من خيرخواه شما هستم»! (وَ قاسَمَهُما إِنِّي لَكُما لَمِنَ النّاصِحينَ).
آدم كه هنوز تجربه كافى در زندگى نداشت، و گرفتار دام هاى شيطان و خدعه و دروغ و نيرنگ نشده بود، و نمى توانست باور كند: كسى اين چنين قسم دروغى ياد كند، و چنين دام هائى بر سر راه او بگذارد، سرانجام تسليم فريب شيطان شد، و با ريسمان پوسيده مكر و خدعه او براى به دست آوردن آب حيات و ملك جاويدان، به چاه وسوسه هاى ابليس فرو رفت و نه تنها آب حيات به دست نياورد، كه در گرداب نافرمانى خدا افتاد، آن چنان كه قرآن آن را در يك جمله خلاصه كرده، مى فرمايد: «به اين ترتيب شيطان، آنها را فريب داد و با طناب خود آنها را در چاه فرو برد» (فَدَلاّهُما بِغُرُور).
با اين كه آدم مى بايست، با توجه به سوابق دشمنى شيطان، و با علم و اطلاع از حكمت و رحمت واسعه خدا، و محبت و مهربانى او، تمام وسوسه ها را نقش بر آب كرده، تسليم شيطان نشود ولى هر چه بود واقع شد .

امام حسین(ع)

اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا اَبا عَبدِالله 

وَ عَلَیَ الاَرواحِ الَّتی حَلَّت بِفِنائِکَ عَلَیکَ مِنی سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بقیتُ وَ 

بَقیَ اللَیلِ وَ النَهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللهُ اخِرَ العَهدِ مَنّی لِزیارَتِکُم 

اَلسَّلامُ عَلَی الحُسَین وَ عَلی عَلی بنِ الحُسَین وَ عَلی الاولاد الحُسَین وَعَلی اَصحابِ الحُسَین 

 سلام بر حسین ، سلام بر خون خدا، سلام بر سبط مصطفی، سلام بر زاده علی و زهرا
 سلام بر کربلا، سلام بر کویر تف دیده تشنه خون، سلام بر صحنه تجلی عشق اله، سلام برسرزمین بلا
 سلام بر زینب ، سلام بر دختر علی، سلام بر ظفرمند عرصه دلدادگی، سلام بر غیرت آموز مکتب حسین.
 

سپیده صبح عاشورا سرزد و دل هزاران عاشق حسین به خروش برآمد. دریغا که خون حسین و اشک یتیمان و رعد صدای زینب، دل در تکاپو نیندازد و زنگار از قلب نزداید. هان، عاشورا آمد و صدای "هل من ناصر" حسین در صحرای کربلا نه که در تمام زوایای عالم پیچید. زهره در تکاپو آمد و کیهان را غیرت درگرفت. آیا یاوری هست؟

عاشورا جلوه عشق حضرت حق و رسیدن به مقام "راضیه مرضیه" است. حسین بن علی(علیه لسلام) با لشکری از نور به قلب شب زد تا دلدادگی خود به حضرت دوست و دلسوزی برای اسلام عزیز را به تصویر کشد. اما هیهات که کاخ ظلم سربرافرازد و فرزند علی ساکت بماند. همان علی که اشک یتیم را تاب نمی آورد و بی مروتی را به نظاره نمی نشست. حسین همان علی است با یارانی با وفا و خاندانی از جان گذشته که رحل اقامت در مسلخ عشق دوست انداختند و جان شیرین برایش باختند.
عاشورا فرصتی است تا عاشورایی شویم و عاشورایی بمانیم. دست به دامان حسین زنیم و تا ماورای هستی به پرواز درآییم. از غیرت زینب درس گرفته و نوامیس خویش را از عطر حیای دختر علی معطر بخواهیم .

بی شک صدای مظلومیت حسین بن علی(عیه السلام) همیشه تاریخ در گوش جهانیان طنین افکن است و یزیدیان را به هراس می افکند. آنانکه به این صوت الهی لبیک گویند و ندای "یالیتنی کنت معکم" سردهند از تبار عاشورا خواهند بود. 

   همه عالم یه طرف حسین زهرا یه طرف

                هر چی عشقه یه طرف عشق به مولا یه طرف

                           این کیه هر کی صداش می زنه دیوانش می شه

                                            دیگه جایی نمی ره گدای این خونش می شه

 

 

حضرت ابوالفضل (ع)

در نگاه به قلّه ‏های رفیع ایمان و شجاعت و وفا، چشم ما به وارسته مردی بزرگ و بی‏ بدیل می‏افتد، به نام عبّاس فرزند رشید امیرالمؤمنین(ع) که در فضل و کمال و فتوّت و رادمردی، الگویی برجسته است. در اخلاص و استقامت و پایمردی، نمونه است و در هر خصلت نیک و صفت ارزشمندی، که کرامت یک انسان به آن بسته است، سرمشق است. ما پیوسته دین باوری و حقجویی و باطل ستیزی و جانبازی را از او آموخته‏ایم و نسل الله‏اکبرِ امروز، وامدار مکتب جهاد و شهادتی است که اباالفضل(علیه السلام) در آن مکتب، علمدار است و همچون خورشید، درخشان. 

اباالفضل، اسطوره همه کرامت‏هاست؛ پاسدار همه رشادت‏ها. قامتش از قیامت رشیدتر 

ای نگاه نورانی ماهتاب در مشایعت آفتاب، ای مهربان‏ترین سرفصل عاطفه در سراپرده عاشورا، ای تبسم خونین دست‏های عاطفه در بریدگی خنجرها، ای زیباترین طلوع عشق و ای دست‏های بریده احساس! تو فصل بزرگی و نوری.تو حماسی‏ترین صفحات کتاب عشقستان کرببلایی. تو کیستی که تمام لب‏های ترک خورده و تشنه که از ساحل آتشین عشق آمده‏اند، بر گِرد ضریحت می‏گردند؟ تو سینه سینای عشق در سرزمین سبز سیادتی.توصاحب بال‏های آسمانی در بهشت برینی.تو سرخ‏ترین ترانه انتظار رهایی هستی. تو چونان شمشیر آخته‏ای بودی بر فرق خفتگان ستم.همّت تو، پای پایمردی را بلندتر کرد و مشک آبی که بر دوش کشیدی، عطش مردمان را برای ساحت خورشیدی‏ات افزون ساخت. 

چقدر ماه به تو ماننده بود، اگر چشم‏هایی مهربان داشت!

چقدر ماه به تو شبیه بود، اگر دست‏هایی معجزه‏گر داشت!

چقدر ماه به تو ماننده بود، اگر شانه‏هایی کوهوار داشت!

چقدر ماه به تو نزدیک است، اگر قامتی سرو و رسا داشت!