در نگاه به قلّه ‏های رفیع ایمان و شجاعت و وفا، چشم ما به وارسته مردی بزرگ و بی‏ بدیل می‏افتد، به نام عبّاس فرزند رشید امیرالمؤمنین(ع) که در فضل و کمال و فتوّت و رادمردی، الگویی برجسته است. در اخلاص و استقامت و پایمردی، نمونه است و در هر خصلت نیک و صفت ارزشمندی، که کرامت یک انسان به آن بسته است، سرمشق است. ما پیوسته دین باوری و حقجویی و باطل ستیزی و جانبازی را از او آموخته‏ایم و نسل الله‏اکبرِ امروز، وامدار مکتب جهاد و شهادتی است که اباالفضل(علیه السلام) در آن مکتب، علمدار است و همچون خورشید، درخشان. 

اباالفضل، اسطوره همه کرامت‏هاست؛ پاسدار همه رشادت‏ها. قامتش از قیامت رشیدتر 

ای نگاه نورانی ماهتاب در مشایعت آفتاب، ای مهربان‏ترین سرفصل عاطفه در سراپرده عاشورا، ای تبسم خونین دست‏های عاطفه در بریدگی خنجرها، ای زیباترین طلوع عشق و ای دست‏های بریده احساس! تو فصل بزرگی و نوری.تو حماسی‏ترین صفحات کتاب عشقستان کرببلایی. تو کیستی که تمام لب‏های ترک خورده و تشنه که از ساحل آتشین عشق آمده‏اند، بر گِرد ضریحت می‏گردند؟ تو سینه سینای عشق در سرزمین سبز سیادتی.توصاحب بال‏های آسمانی در بهشت برینی.تو سرخ‏ترین ترانه انتظار رهایی هستی. تو چونان شمشیر آخته‏ای بودی بر فرق خفتگان ستم.همّت تو، پای پایمردی را بلندتر کرد و مشک آبی که بر دوش کشیدی، عطش مردمان را برای ساحت خورشیدی‏ات افزون ساخت. 

چقدر ماه به تو ماننده بود، اگر چشم‏هایی مهربان داشت!

چقدر ماه به تو شبیه بود، اگر دست‏هایی معجزه‏گر داشت!

چقدر ماه به تو ماننده بود، اگر شانه‏هایی کوهوار داشت!

چقدر ماه به تو نزدیک است، اگر قامتی سرو و رسا داشت!