دعا سه گونه است:‏

‏

‏1. وسيله‌اي هنگام شكستن وسيله‌ها و كليدي پس از به كار افتادن كليدهاي ديگر. ‏

آنها كه از تمام وسيله ها و امكاناتشان استفاده كرده‌اند و در راه مانده‌اند،‌اينها كه به ‏وسيله سازي معتقد شده‌اند و به نظام آفريني پيوند خورده‌اند،‌اينها در يأسشان اميد ‏هست همان طور كه در اميدشان يأسها و تنهايي‌ها يار مي‌سازند و اميدها مي‌آفرينند.

اينها بر همين اساس، به آنچه اميد ندارند اميدوارترند. چون اميدها و بتها. (1) قطعا ‏شكسته مي‌شوند، اما آنچه بدان اميدي نيست، شايد باري بياورد.

و ‌اين است كه مي‌گويد: "كن لما لا ترجوا رجي"، به آنچه اميد نداري اميدوارتر باش، "فان ‏موسي جاء مقتبسا و رجع نبيا" چون موسي به اميد آتش آمد و به آتش نرسيد، اما پيامبر ‏بازگشت. (2)‏

‏

‏2. وسيله‌اي همراه وسيله‌ها. ‏آنها كه از آن تجربه‌ها و عبرتها برخوردارند. آنها كه عقم و عجز و نازايي وسيله‌ها را ‏ديده‌اند، ديگر حتي همراه تمام وسيله‌ها نمي‌گويند كه رسيديم و بدون وسيله نمي‌گويند ‏كه مانديم. و ‌اين كه دعا وسيله‌اي حتي در هنگام وجود وسيله هاست و اميد حتي ‏همراه اميدها.‏

‏

‏3. در يك مرحله ديگر دعا وسيله‌ها نيست، مقدمه نيست كه تو را به چيزي برساند، بلكه ‏خودش عمل است، خودش ‍ مقصد است.(3) آنها كه بخواهند ‏نشان بدهند كه غني و سميع و مجيبي هم هست. ‌اينها با دعا فقط مي‌خواهند از ‌اين ‏ربط و پيوند و از‌ اين وجود ربطي و وابسته نشاني بدهند و مي‌خواهند كه غنا و قرب و ‏سمع. اجابت او را يك جا امضاء بنمايند.‏

‏ براي نمونه، دعاي ابو حمزه، كه دعايي است از امام سجاد (ع).

راستي ‌اين دعا درس است، براي آنهايي كه به جز از خويشتن درس نمي‌گيرند و جز با ‏زبان خود اصلاح نمي‌شوند و جز از خويش از كسي نمي‌پذيرند.

آنها كه ديوارهاي غرور و كبر و حساسيت و بدبيني، وجودشان را فرا گرفته و از بيرون به ‏آنها راهي نيست. ‌اينها مي‌توانند با دعا و با زبان خويش به خود بياموزند.

با ‌اين ديد، دعا درسي است كه بايد آن را آموخت و سپس همراه نيازها و در لحظه هاي ‏بحراني با جمله‌هايي از آن، زندگي كرد، همان طور كه قران را دو نوع قرائت مي‌كرديم.

و اگر ‌اين چنين ديدي در ما پديد آمد، كه از دعا درس بگيريم، آن هم در لحظه‌هايي كه اسير ‏ديوارهاي كبر و غرور هستيم و يا در لحظه‌هايي كه در جايگاه بلندي از پستها و مقامها ‏نشسته‌ايم كه صداي پايينيها به ما نمي‌رسد، همچون زمينهاي بلندي كه جز از باران آب ‏نمي‌گيرند و قله‌هايي كه جز با ابرها دوست نمي‌شوند، اگر با چنين موضعي به دعا رو ‏بياوريم، ناچاريم كه پيش از بررسي نمونه‌ها، با زمينه‌هايي آشنا شويم و از روشهايي ‏گفت و گو كنيم كه امكان بهره برداري بيشتر فراهم شود.‌اين روشها در روايات وارد ‏شده‌اند و به اشاره از آن همه سخني مي‌آوريم.‏

‏_____________________‏

‏1- و عزتى و جلالى و ارتفاعى على عرشى لاقطعن امل كل امل سواى . كافى ، ج 2، ‏ص 66 ح 7.

‏2- كافى ، ج 5 ص 83 ح 2.

‏3- كافى ، ج 2 ص 446 تا ص 468 باب فضل الدعا و الحث عليه .

با تصرف از كتاب