ولادت:

شيخ عباس قمى معروف به ثقة المحـدثيـن به سال 1296 هـ. ق در شهر مذهبى قم چشـم به جهان گشود. پدر او حاج محمد رضا قمى از اشخاص متديـن و با فضيلت شهر قـم به شمار مـى رفت. شيخ عباس دوران كـودكى و نـوجـوانى را در زادگاهـش گذراند. تحصيلات ابتدايي را در آن شهر فرا گرفت. سپس در1316ق. به نجف رفت. حاج شيخ عباس قمي از علما، مورخان و محدثان عصر حاضر محسوب مي‌شود .  براي شناخت بهتر شيخ بايد دوران زندگي، تحولات اجتماعي، دگرگوني‌هاي سياسي، حركت‌هاي فرهنگي دوران را شناخت . در بررسي زمانه‌ زندگي شيخ بين نهضت تنباكو به رهبري مرحوم ميرزاي شيرازي تا نهضت علماي خراسان به رهبري آيت الله سيد حسين قمي عليه استبداد پهلوي و دين ستيزي رضاخان به موراد ذيل برخورد مي‌كنيم.تهاجم فرهنگي غرب عليه لام؛ فعال شدن تشكيلات ماسوني؛ پديدآمدن مذاهب ساختگي ستعماري در ايران، عربستان، عراق، پاكستان؛ پيدايش احزاب و جمعيت‌هاي مختلف با ايدئولوژي‌‌هايالحادي، غربي؛ نغمه‌هايباستان‌گرايي از سوي شرق شناسان و ايران شناسان با طرح ايران منهاي اسلام، نشر مطبوعات رنگارنگ با اهداف انحرافي شان؛ تأسيس مدارس جديد و تعطيل اجباري مدارس قديم وحوزه‌هاي علميه، نشر و ترجمه كتاب‌هاي غربي خاصه در تاريخ؛ چاپ نوشته‌هاي ضد اسلام و تشيع و دهها مورد ديگر . همه اين موارد دين ستيزي، اسلام زدائي و محو معنويت تشيعاشتراك نظر داشتند. آن چه در اين سرزمين مي‌بايست كوبيده مي‌شد «معارف الهي» بود. حتي با تأسيس فرق دراويش مختلف، به از ميان بردن «تعهد» و «تعصب» ديني همت گماشتند.در اين هنگامه در حوزه‌ي علميه‌ي قم، يك روحاني محقق، محدث، مورخ، اديب و ژرف‌انديش برخاست تا از حريم و حرم اسلام و تشيع دفاع كند. او زندگي‌اش را وقف اسلام كرد؛ تا آن جا كه روزانه افزون از 17 ساعت مطالعه مي‌كرد و مي‌نوشت وي حماسه‌اي در عرصه‌ي احياي انديشة شيعي آفريد. وي با رجوع به منابع و مأخذ معتبر اسلامي كه در صلاحيت و توانمندي علمي و عملي او بود، به تدوين تاريخ اسلام با نام «منتهي‌الآمال» همت گماشت كه يك دوره تاريخ تحليلي و مستند است .

تحصيلات :

شيخ عباس مقدمات علـوم را در مـوطـن خـود از محضر اساتيد مختلف و اكابـر وقت فرا گرفت ولـى روح بلنـد آن بزرگـوار به آن حدود قانع نشده براى كسب دانـش و معرفت بيشتر, آماده عزيمت به نجف اشرف گرديد و در سال 1316 هـ. ق راهى ديار نـور و قديمى تريـن حـوزه علـوم اسلامـى گرديد. در بدو ورود به زيارت بارگاه منـور امام همام و پيشـواى شهيـدان تاريخ شتافت و در كنار تربت پاكـش قرار گرفت و آرزوهاى دلـش را به محضر مقتداى خود عرضه نموده و عنايت و تـوجه خاص آن حضرت را براى استمرار راهـى كه در پيـش داشت درخواست نمود.
او در حـوزه نجف از درس اساتيـد متعدد بهره هاى وافر برد و در روايت, فقه و اصـول, تفسيـر و كلام و حديث و غير آنها متبحر گرديد. شايد بتوان سه مشخصه براي شيخ عباس
قمي بر شمرد
:
1
ـ عارف و اهل معرفت؛2ـ زاهد و بدور از مقام، شهرت و ثروت؛3ـ عالم و عامل، محقق و پژوهشگر و در نهايت مترجم و مؤلف.

اساتيد :

آقا ميرزا على محدث زاده ( متـوفى 1396 هـ. ق ) فرزند گرامى شيخ عباس قمـى در مقـدمه كتاب (تتمة المنتهى) در ايـن باره چنيـن نگاشته است : مرحـوم والـد به نجف اشرف هجرت فرمـود و از آنجا كه علاقه زيادى به احاديث مـرويه از اهل بيت عصمت و طهارت داشت، و رسـم ديريـن بزرگان و دانشمندان چنيـن بـوده كه براى فرا گرفتـن علـم حـديث سفرها مى كردند و رنج ها مـى بردند، ايشان نيز چنين كرد و شاگردى خاتـم المحدثيـن حاج ميرزا حسيـن نـورى را اختيار كرده و مدت زيادى نزد آن دانشمند بزرگ به كسب علـم پرداخت و بسيار ملازم استادش بوده است.

شاگردان‏:

محدث قمى از مشايخ و اساتيد بسيارى از علام و مراجع مى‏باشد به طورى كه در 50 سال اخير اكثر فقهاى شيعه از آن مرحوم اجازه روايت دريافت كرده‏اند كه از جمله انها مى‏توان از حضرت امام خمينى (قدس سره) آيةالله ميلانى، آيةالله العظمى سيد شهاب الدين مرعشى نجفى و آيت‏الله سيد مرتضى مرعشى نجفى ياد نمود. محدث قمى در اجازه روايتى كه در سال 1350 ق به آيت الله العظمى مرعشى داده است وى را با القاب و عناوين زيبائى مورد خطاب قرار داده است .

تأليفات :

شيخ عباس قمى تأليفات بسيارى دارد كه بعضى از آنها عبارتند از :
1 ـ فـوايد الرجبية.
2 ـ الـدرة اليتيمية.
3 ـ هداية الزايرى.
4 ـ اللئالـى المنثـورة.
5 ـ الفصـول العلية فى المناقب المرتضـوية.
6 ـ حكمة بـالغة .
7 ـ غاية القصـوى فـى ترجمة عروة الوثقى .
8 ـ التحفة الطـوسية .
9 ـ نفـس المهمـوم.
10 ـ الانـوار البهية.
11 ـ رسـاله اى در گنـاهـان كبيـره و صغيـره.
12 ـ منازل الاخـرة.
13 ـ رسـاله دستـور العمل حضـرت سيد الشهدا (عليه السلام).
14 ـ چهل حديث .
15 ـ هداية الاحباب.
16 ـ فوايد الرضوية.
17 ـ بيت الاحزان فى مصـايب سيـدة النسـوان .
18 ـ تتمة المنتهى.
19 ـ فيض القـدير.

گفتار بزرگان :

علامه شيخ آقا بزرگ تهرانى در باره ايشان مى فرمايد : ايشان را انسانى كامل و مصداق دانشمندانى فاضل يافتم به صفات پسنديده و آراسته بود، اخلاق ستوده داشت و داراى تواضع فراوانى بود از تقواى بسيار و زهد فراوان برخوردار بود به همنشينى با او مدت ها انس گرفتم و روحم با روح او در آميخت.  
علامه شيخ عبدالحسين امينى در مورد او مى گويد : او از نوابغ و بزرگان علم حديث است و در فن تأليفات در عصر حاضر مقام ارجمندى را احراز نموده و خدمات او در اين راه بر احدى پوشيده نيست  
محقق بزرگوار ميرزا ابوالحسن شعرانى مى گويد : وى اديبى با ورع محدثى خبير و مطلع و در ضبط مطالب دقيق و در فارسى و عربى فصيح و مردى با ذوق و خالى از تعصب و شجاع بود. او سخن حق را از هر كس مىشنيد مىگرفت .مرحوم مدرس تبريزى صاحب ريحانة الادب در كتاب خود مى نويسد : حاج شيخ عباس بن محمد رضا ابى قاسم از افضال علماى عصر حاضر، عالم فاضل كامل محدث متتبع و ماهر بود .(ريحانة الادب جلد 4) .

اخلاق او جلوه‏اى از تعاليم اسلام:‏

محدث بزرگوار ما، نسبت به اهل علم و علما مخصوصا كسانى كه اهل حديث و روايت بودند احترام خاصى قائل بود، هيچ گاه خود را بر ديگران مقدم نمى‏داشت، وقتى وارد مجلسى مى‏شد، زير دست همه مى‏نشست و هنگام يبرون آمدم به دنبال همه راه مى‏افتاد، اگر كسى از وى تعريف و تمجيد مى‏كرد مرحوم محدث خواهش مى‏نمود كه رشته سخن را تغيير دهد و اضافه مى‏كرد كه من خود مى‏دانم كه موجودى بى ارزش و حقيرم! در خانه چيزى را بر كسى تحميل نمى‏كرد و از كسى خواهشى نمى‏نمود، در مقابل محبت ديگران سپاسگزارى مى‏كرد از سخنان بيهوده و لغو همانطور كه در تأليفاتش مكرر نكوهش كرده است سخت پرهيز داشت. هرگز در فكر خوستائى و گفتن خلاف واقع نبود، از غرور و خودپسندى دورى مى‏كرد و خلاصه تمام حركات و سكنات او جلوه‏اى او جلوه‏اى از تعاليم عاليه اسلام بود و به ديگر سخن يك شيعه تمام عيار و تجسم ارزهاش الهى بود (12). هر كس با او همراه مى‏شد شيفته اخلاق او شده و تحت تأثير گفتارش قرار مى‏گرفت، در سفرها اينكه مشغول عبادت، فكر، مطالعه، و نوشتن بود با همسفران مانوس بوده و از آنان غافل نمى‏شد.  

محدث بزرگوار ما وقتى در كتاب ارزنده «فوائد الرضويه» (كه در شرح زندگانى علماى شيعه مى‏باشد) به نام خودش مى‏رسد، چنين مى‏نگارد: همانا چون اين كتاب شريف، در بيان احوال علماست شايسته نديدم كه ترجمه خود را كه احقر و پست‏تر از آنم كه در اعداد ايشان باشم - در آن درج كنم. از اين رو از ذكر حال خود صرف نظر كرده، اكتفا مى‏كنم به ذكر مؤلفات خود). اين است تواضع انسانى كه آثار زيبا و جالب و عميقش بيش از نيم قرن است مورد استفاده خاص و عام مى‏باشد. در اواخر عمرش شخصى از همدان به نجف اشرف آم‏ده و در منزل ايشان او را ملاقات كرد. در ضمن صحبت از زندگى شخصى وى سؤال كرد حاج شيخ عباس واقعيت را بيان كرد آن شخص در موقع رفتن پول به ايشان داد ولى محدث نپذيرفت، هر چه اصرار كرد قبول ننمود پس از رفتن فرزندش گفت: پدر! چرا نپذيرفتيد؟ جواب داد: «گردنم نازك و بدنم ضعييف است، طاقت جواب خدا را در قيامت ندارم.» سپس داستان امير مؤمنان عليه السلام در شب نوزده رمضان را بيان كرد كه آن حضرت خطاب به دخترش ام كلثوم فرمود: دخترم! براى من در يك طبق دو نوع خورشت حاضر كرده‏اى؟ مگر نمى‏دانى كه من تابع برادر و پسر عموى خويش رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) هستم، دخترم! هر كس خوراك و پوشاك او در دنيا نيكوتر باشد ايستادن و معطل شدن او در روز قيامت نزد خداوند متعال بيشتر خواهد بود. دخترم! در حلال دنيا حساب است و در حرام آن عذاب. و بعد حاج شيخ عباس گريسته و اهل خانه را موعظه كرد .

 

تأثير بيان:‏

سنگربان صديق اسلام شب‏هاى پنچشبنه و جمعه در مدرسه ميرزا جعفر واقع در صحن مطهر رضوى عليه السلام به عنوان درس اخلاق براى طلاب علوم دينى منبر مى‏رفتند.، نزديك به هزار نفر از طلاب و علماء شهر در آن مجلس شركت مى‏كردند منبر ايشان حدود دو ساعت و نيم تا سه ساعت طول مى‏كشسيد و دذ مباحث مختلف اخلاقى سخن مى‏گفت. واعظ دانشمند و مشهور جناب آقاى راشد كه در آن زمان يكى از طلاب حاضر در مجلس حاج شيخ بوده است در رابطه با نفوذ سخنان ايشان چنين مى‏گويد: اثر يك منبر ايشان در دو شب تا يك هفته در ما باقى بود. در طول يك هفته مضامين سخنان آن مرحوم در اعماق دل ما ريشه دوانيده و ما را به خود مشغول داشته بود! به طورى كه تا هفته بعد كاملا تحت تأثر آن بوديم! سخنان نافذ آن مرحوم چنان چنان بود كه تا يك هفته انسان را از پندارهاى ناروا و گناهان باز مى‏داشت و به خداوند متعال متوجه مى‏كرد (9). در مورد تأثير سخنان حاج شيخ عباس قمى و نورانيتى كه از نقل كلام اهل بيت عليه السلام در دلها جا مى‏گرفت به بيانات ارزشمند يكى از علماى اعلام نجف توجه كنيد: وقتى كه حاج شيخ عباس قمى در منبر حديث نقل مى‏كرد و سلسله سند روايان هر حديث را ذكر نمى‏نمود و مختصرى از شرح حال هر كدام را بيان مى‏كرد پس از معرفى آخرين راوى به امام صادق عليه السلام مى‏رسيد، چنان بود كه گوئى شنونده امام عليه السلام را مى‏ديد، با همان عظمت و مهابت و مقام شامخ امامت بود (10). آقاى محمود شهابى استاد دانشگاه تهران كه در سالهاى 1338 و 1339 قمرى ايشان را در مشهد درك كرده است در زمينه تأثير كلام حاج شيخ مى‏نويسد: مرحوم حاج شيخ عباس قمى بى مبالغه خود چنان بود كه براى ديگران مى‏خواست، و چنان عمل مى‏كرد كه به ديگران تعليم مى‏داد. سخنان و مواعظ او چون از دل خارج مى‏شد و با عمل توأم بود لاجرم بر دل مى‏نشست و شنونده را به عمل وا مى‏داشت. هر كس او را با آن حال صفا و خلوص مى‏ديد عالم بود يا جاهل، عارف بود يا عامى، بازارى بود يا ادارى، فقير بود يا غنى وقتى سخنان سر تا پا حقيقت را از او مى‏شنيد، بى اختيار انقلابى در حال وى پديد مى‏آمد، و تحت تأثير بيانات صادقانه و نصايح مشفقانه او واقع مى‏شد و به فكر اصلاح حال خويش افتاد.

وفات :

حاج شيخ عباس قمى پـس از عمرى زنـدگـى پـر بار همراه با عزت و عظمت در شب سه شنبه بيست و سـوم ماه ذيحجه از ايـن جهان رخت بـر بست و به سـوى منزل جاودان كوچ كرد.
عاشقان خاندان عصمت و طهارت بـر سـر و سينه زنان تابـوت او را بـر دوش گـرفته و با احترام و شكوه خاصى به طرف صحـن مطهر امير مومنان حضرت على (عليه السلام) تشييع كردنـد مرجع عاليقـدر جهان تشيع مرحـوم حاج سيد ابـوالحسـن اصفهانـى بر جنازه اش نماز گزارد سپـس پيكر پاك آن مرحـوم بنا به وصيت خـودش در صحـن مقـدس مرتضـوى در كنار آرامگـاه استـادش به خـاك سپـرده
شد.

 

منابع:

1-     ريحانةالادب شیخ عباس قمی

2-     فوائد الرضويه

3-     روزنامه جمهورى اسلامى .74 / 3 / 1 ص 11و

4-     طبقات اعلام الشيعه جزء 1، قسم 3

5-     مقدمه مفاتح الجنان

6-     تفسير سوره حمد، امام خمينى

7-     شهاب شريعت