روز پنج شنبه دوم ماه محرم  سال 61 هجرى امام حسین علیه السلام در یکى از نواحى نینوا به نام کربلا فرود آمد. قافله امام حسین چون به سرزمین کربلا رسیدند، آن حضرت پرسید:

این زمین چه نام دارد؟ عرض کردند: کربلا.

آن حضرت تا نام کربلا را شنید، فرمود: اللهم انی اعوذ بک من الکرب و البلاء.

فرمود: این، موضع کرب و بلا و محل محنت و عنا است، فرود آیید که اینجا منزل و محل خیمه‏ هاى ما است و این زمین، جاى ریختن خون ما است و در این مکان قبرهاى ما واقع خواهد شد. جدم رسول خدا مرا به این امور خبر داد.

هُرم سوزان کویر، بر خستگی کاروانیان نیشتر می زند و بدن های خسته آن ها را می آزارد. خورشید غروب دوم محرم، آرام خود را در تنگنای افق جای می دهد. کاروان بر سینه تفتیده بیابان توقف می کند. صدایی می پرسد: این جا کجاست؟ پاسخ می آید: این جا کربلاست! آری، حسین (ع) به کربلا می رسد و دل کویر را در تب و تاب می اندازد. آسمان نیز، چهره در هم کشیده است. زمین بغض خود را فرو می خورد. فرات بی صدا اشک می ریزد و خارها خود را به دست نسیم گرم سرنوشت داده اند. 

این زمین، کربُ بلاست، کعبه ی قالوا بلیٰ است

قتلگاه من صفا، مروه ام طشت طلاست

محمل مرانید     با من بمانید

اینجا بود حج شهادت  در موج خون ما را عبادت  

 وعده کردم با خدا، تا کنم جان را فدا

بالب عطشان سرم می شود از تن جدا

خون گلویم     غسل و وضویم

اینجا بود حج شهادت   در موج خون ما را عبادت 

نقش خاک این زمین، شاخه ی یاس من است

هدیه در راه خدا، دست عباس من است

او کشته ی یار     من بی علمدار

اینجا بود حج شهادت     در موج خون ما را عبادت 

 زخم ما اینجا شود جامه ی احرام ما

می شود با خون ما شستشو اندام ما

حج این چنین است      لبیکم این است

اینجا بود حج شهادت   در موج خون ما را عبادت 

کودک ناخورده شیر، از عطش پر می زند

پیش تیرحرمله، خنده اصغر می زند

طفل صغیرم     ذبح کبیرم

اینجا بود حج شهادت  در موج خون ما را عبادت 

جسم پاک اکبرم اِرباً اِربا می شود

پاره تر از جسم او قلب بابا می شود

دار و ندارم     تقدیم یارم

اینجا بود حج شهادت  در موج خون ما را عبادت 

این زمین در هر قدم حج بیت الله ماست

هم شهادت گاه ما، هم زیارت گاه ماست

داده خدایم      چنین ندایم

اینجا بود حج شهادت  در موج خون ما را عبادت