عاقبت ما آدمهادر دار دنیا

معلوم نيست بايد از دنيا تعجب کنيم از خودمان يا از شرايطمان که تا وقتي زنده‌ايم و نفس مي کشيم سال به سال در خانه همديگر را باز نمي کنيم اما به محض اينکه خبر رسيد فلاني دار فاني را وداع گفت، کار و زندگي را تعطيل مي‌کنيم و با لباس هاي سياه به تن راه مي افتيم به سمت بهشت زهرا...

 برخلاف آخر هفته ها که اتوبان منتهي به بهشت زهرا حسايي شلوغ مي شود امروز در يک وسط هفته پاييزي روز آرامي را سپري مي کند البته احتمالا براي آدم هاي شهري که تنها پنجشنبه و جمعه ها مسيرشان را به اين سمت کج مي کنند، چنين شرايطي حاکم است. وگرنه براي نوجوانان گل فروش حاشيه اتوبان و براي مرده هايي که امروز پيمانه عمرشان سر آمده و راهي قبرستان شده اند پنجشنبه و جمعه اي وجود ندارد...

 اينجا مرده باشي عزيزي!

سکوت مرگباري بهشت زهرا فرا گرفته است؛ جز چند نفري که بصورت پراکنده اين طرف و آنطرف پاي قبري نشسته اند انسان دوپاي ديگري ديده نمي شود اما همين چند نفر هم گاه گره گشاي جماعتي اند که سرگردان نشاني پشت سر هم راه افتاده اند. اکثر آنهايي که براي تشيع جنازه مرده اي به بهشت زهرا مي آيند يک راست مي روند پشت مقبره هاي خانوادگي جايي که ميت آنجا شسته و تکفين مي شود برايش نماز مي خوانند و با آمبولانس به سمت محل تدفين مي برند.

 سکوت وسط هفته بهشت زهرا يک طرف و شلوغي اطراف غسالخانه يک طرف. بيچاره مرده ها نمي دانند آنهايي که امروز براي تشيع جنازه‌شان جمع شده اند قرار است تا ساعتي ديگر آنها را در ميان همان مردگاني به خاک بسپارند که مدت هاست در اين انتظار بسر مي برند که يکي از اعضاي خانواده شان به سراغشان بيايد و آبي روي قبرشان بريزد و فاتحه اي بخواند و....

 
"دير اومدي... ديدي از دستم رفت... بدبخت شدم..." همديگر را در آغوش مي گيرند و يکديگر را تسلي مي دهند. هر چه در مورد تنهايي و وداع و دوري باشد اينجا مهم و ارزشمند است اصلا خود مرده عزيز و دردانه است زنده بودن عادي شده است عادي تر از هميشه... محوطه غسالخانه و گريه ها و ضجه هاي مردم بد جوري آدم را اذيت مي کند. اصلا محل خوبي براي قرار گذاشتن و ديد و بازديد نيست اما مثل اينکه اين جماعت هيچ بهانه و جاي ديگري جز اينجا پيدا نکرده اند گروهي از اين مردم که حال به بهانه مرگ فردي دور هم جمع شده اند سالهاست همديگر را نديده اند...

 دنبال يک قبر اکازيون است... 

  پس از اينکه گواهي فوت از پزشك مربوطه، بيمارستان و يا پزشكي قانوني صادر شد متوفي به بهشت زهرا انتقال پيدا مي کند که در اين بين آنهايي که از بضاعت مالي بيشتريبرخوردارند با ماشين هاي مدل بالاي گل زده و تزئين شده مرده شان را تا بهشت زهرا بدرقه مي کنند... مردي در ميان قبور خالي بهشت زهرا به دنبال يک قبر در قطعه اي خوش و آب هوا است تا ناغافل آفتاب روي سنگ قبر نيفتد و مرده اذيت نشود!

 مسئول مربوطه مي گويد: يک قبر در قطعه 14 داريم؛ قيمت 10 ميليون. مرد جواب مي دهد: رديف و شماره چند مي شود؟ نزديک خيابان است؟ اطرافش درخت است؟...

اينجا آدم را ياد بنگاه‌هاي معاملات ملکي مي اندازد؛ طرف وارد مي شود و شرايطش را مي گويد و سر قيمت خانه چانه مي زند و بنگاهدار هم تا مي تواند ويژگي هاي مثبت خانه را به رخ خريدار مي کشد. اما يک تفاوت اساسي وجود دارد اينجا ديگر آپارتماني و مستقل بودن شرط نيست داشتن تراس، آسانسور، شوتينگ زباله و آيفن تصويري هم مهم نيست.

 اينجا خانه يک قبر دومتري است که بهترين شرايط و امکاناتش در دسترسي به آب و مسير مناسب، دنج و ساکت، زير سايه درختان بودن خلاصه مي شود. البته بماند که اين شرايط را هم همين زنده ها ايجاد کردند تا خودشان راحت‌تر بتوانند سر قبر مرده شان بيايند وگرنه براي مرده چه فرقي مي کند زير سايه درختان تدفين شود يا زير تيغ آفتاب...

ادامه مطلب

ادامه نوشته

حمایت قاطع مجلس از سردار جعفری در برابر تهدیدات آمریکا و اسرائیل

 

در واکنش به ادعای نماینده اصلاح‌طلب

مجلس با فریاد «الله اکبر» از فرمانده کل سپاه حمایت کرد

خبرگزاری فارس: شعار الله اکبر نمایندگان مجلس در حمایت از اظهارات فرمانده کل سپاه در خانه ملت طنین انداز شد.ه گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس، نمایندگان مجلس شورای اسلامی در حمایت از اظهارات ضدصهیونیستی و ضد آمریکایی سرلشگر جعفری فرمانده کل سپاه، شعار الله اکبر را در صحن علنی طنین انداز کردند.

بر اساس این گزارش، نمایندگان مجلس به هنگام دفاع حجت الاسلام رسایی از اظهارات اخیر سرلشگر جعفری از جای خود برخاسته و با شعار الله اکبر از اظهارات فرمانده کل سپاه تقدیر و اظهارات رسایی مبنی بر حمایت مجلس از سرلشگر جعفری را تأیید کردند.

رسایی در تذکر خود به اخطار قانون اساسی محمدرضا تابش، نماینده اصلاح‌طلب مجلس که از مواضع اخیر فرمانده سپاه انتقاد کرده و مدعی شده بود که خلاف منافع ملی است، اشاره و اعتراض خود را به این اخطار اعلام کرد.

دوبیت شعر درنهایت معنا

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو                              یادم از کشته خویش آمد هنگام درو

آسمان بار امانت نتوانست کشید                                  قرعه فال به نام من دیوانه زدند

عالم الست

به نام خداوند

 "عالم الست" یا "روز ازل" که عالم قرب وشهود وعالم عهد ومیثاق است وازجمله عوالم هستی ویکی از عوالم وجودی ما انسانهاست ،درقرآن کریم وروایات وادعیه ماثوره به آن، به دقایق واسرار آن وبه احکام ولوازم آن اشاره شده وابعاد مختلف اسرار آمیز آن بیان گردیده است ...

در"عالم الست" یا "روز ازل" که موطن قرب وحضور است انسان با شهود وجه کریم ربوبی وجمال وجلال بی نهایت اوبه نحوی که دروهم نگنجد ودرتصور نیاید مجذوب وجه او وجمال او شد وعشق برانسان حاکم گشت .به اقتضای عشق وانجذاب سخت، وبه حکم غلیان محبت وهمیان آن، به زبان آمد وعشق خود اظهار کرد وگفت : معبود من، تویی محبوب من، ومذکور من، ومطلوب من ومطاع من.درحالی که سخت مجذوب بود گفت: معبود من، باتوعهد می کنم غیر تو رانخواهم غیرتو رایاد نکنم غیر توراطلب نکنم ، غیر تورااطاعت نبرم ودراین راه سختی را به جان خرم وبه عهد خود وفا می کنم وگفت :چگونه می شود ازتو روی بگردانم ،دل به غیر تو بدهم غیر تو را طلب کنم وازغیر تو اطاعت کنم؟!

به حکم عشق وجوشش آن متذکر این شد که نکند استغنای جناب معبود پیش آید واو راکناربزند وبه آنچه دروهم نگنجد گرفتار آید؟! لذا گفت پروردگار من با تضرع وفقرازتو می خواهم به بندگی خود قبولم بفرمایی ازجوارخود دورم نگردانی ، محرومم نکنی ، به آتش فراق خود گرفتارم نسازی، وبه آتش سخط خود عقوبتم نفرمایی ومرادرجهنم طرد خود قرار ندهی .آنچه دردل مضطرب وپریشان ، ودردل خائف ونگران داشت به زبان آورد وبه تضرع پرداخت که تفصیل گفتنی های آن مجال مناسب خود را می طلبد ...

دراین میان ، براساس آنچه درآن روز گذشت ، مشیت حق برآن شد که انسان رادرعین اینکه درآنجا هست ، درعالم دنیا که عالم حجاب است هم وجود بخشیده وظاهرکند وتوسط انبیاء ورسل آنچه  را درآن روز گذشته است به انسان یادآوری نموده واورابیازماید که آیا درآنچه درآن روز ودر آن مقام گفته است وعهدکرده است صادق است یا نه ، وبه پیمان خود وفا می کند یانه؟

وفا کنیم وملامت کشیم وخوش باشیم            که درطریقت ما کافری است رنجیدن (:حافظ)

دراین مقام به آیه 20 سوره مبارکه  رعد که درتعریف "اولواالالباب " است دقت کنیم که می فرماید:

" الذین یوفون بعهدالله ولاینقضون المیثاق "

یعنی" صاحبدلان عاقل وعاقلان صاحبدل آنانی هستندکه به

عهد خدای متعال وفا می کنندوپیمانی راکه بااو بسته اند نمی شکنند

روزنخست چون دم رندی زدیم وعشق             شرط آن بود که جز ره این شیوه نسپریم(:حافظ)

(گزیده ای از کتاب اسماء حسنی–آیت الله محمدشجاعی رضوان الله تعالی علیه)